خوش بحال من و دل

خوش بحال من و دل...

خوش بحال من و دل با تو اگر یار شویم
با تـو و عشق تـو هـر لحظه گرفتار شویم

آخـــر لذت دنیـــاست که شب تـا به سحر
بـاصدای تــو از آغـوش تــو بیــدار شویم

طعنه بر من مزن ای دوست از این حال بدم
چــون پـرستــار تــویـی اینهمه بیـمار شویم

بــا تــو شادی همه جــا همسفرم، بی تو ولی
بـا غــــم همسایه ی دیـوار بــه دیوار شویم

در گلستــــان جهــان نیـست گلی در نظــرم
چـون تـو را دارم و پس از همه بیزار شویم

اخــم وا کـن گل مـن نـــاز کـن و بـــاز بخند
عـــاشق خنــده ی زیبــای تــو هر بار شویم

ایکه هستی به من و غصه ی دل سنگ صبور
خوش بحال من و دل با تو اگر یار شویم

#جوادالماسی(سنگ صبور)
@javadalmasi59 کانال اشعار

جفای یار...

جفای یار...

من همانم که خـزان را در بهارم دیده ام
بی وفـایی و دورنگی در دیـارم دیده ام

از جفـای دشمنان هـرگـز نمیرنجم ز بس
زخـمهای بیشمار از دست یــارم دیده ام

آنچنــان این غصه و غمها مــرا آزرده اند
روز روشن را شبیـه شــام تــارم دیده ام

با که گویم بازی چرخ فلک با من چه کرد
بی وفایی ها کـه من از روزگارم دیده ام

چون درختی از هجوم وحشی طوفان وباد
زیــر پـاهـایـم شکسته شاخسارم دیده ام

پیش چشم دیگران گاهـی میـان خنـده ها
من فــراوان گریـه ی بی اختیـارم دیده ام

نام خود را در غزل نامیده ام سنگ صبـور
چون دگر غارت زده صبر و قرارم دیده ام

#جوادالماسی(سنگ صبور)
@javadalmasi59 کانال اشعار