خاطرات
دیشب چو هر شب یاد تو آمد به در زد
بر این دل ِ بیچاره ام ناخوانده سر زد
از عاشقی های من ِ مجنون که میگفت
یاد آمد آن روزی که دل سوی تو پر زد
با من نشست و هی ورق زد خاطراتم
روی ِ دلِ زخمیِ من زخمی دگر زد
این پرسش من از خدای آسمانهاست
از چه درخت آرزو ها را تبر زد ؟
آنشب منو دل ،یاد تو باهم نشستیم
تا ساز رفتن شب درآن وقت سحرزد
من ماندم ویاد تو و روزی پر از غم
شاید به دل باید که آهنگ سفر زد
جواد الماسی
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۶ ساعت 10:54 توسط سیدمحمدمهدی هاشمی/شاعر جواد الماسی
|