گوش به فرمان دل...

گوش به فرمان دل...

هر زمان از کوچه های خاطره رد میشوم
بیـن مـانـدن یـا نماندن هی مردد میشوم

ذره ذره لحظـه هـا بـــا غصه آبـــم میـکند
مثل شمع نیمه سوزی که کمان قد میشوم

هرچه آمد بر سرم از خوب بودن بود وبس
عهد کردم بعد ازاین من هم کمی بد میشوم

تـا کنـون رقصیده ام بـا سازهایت روزگار
بعد از این اما دلم هرآنچه خواهد میشوم

دلخوشی و خنده گر روزی به سویم رو کند
راه او می بنــدم و بــر رفتنش سد میشوم

حرف دل را مینویسد در غزل سنگ صبور
لاجـرم بــر دل نشیند پس زبـانـزد میشوم

#جوادالماسی(سنگ صبور)
@javadalmasi59 کانال اشعار

ای دوست

ای دوست

《من از سکوتِ تلخِ شب بیزارم ای دوست》
افسرده و غمگین و خود آزارم ای دوست

شبها کـه این مردم همه در خـواب نازنند
بـا غصه هایم تــا سحر بیدارم ای دوست

از حــال و احــوال خــرابــم بـا کــه گویم
چون ابر تیره روز و شب میبارم ای دوست

راه فــــــرار از غصــــه را پیـــدا نکـــردم
صدها گره افتاده است در کارم ای دوست

ای وای از این عمر گران اینگونه طی شد
بـا حسرت و درد وغمِ بسیـارم ای دوست

حـالا کــه دل از عـالم و آدم گرفته است
روی کدامین شانه سر بگذارم ای دوست

بــر غصــه و غمهای خــود سنگ صبـــورم
بس کن تو هم دیگر مده آزارم ای دوست

#جوادالماسی(سنگ صبور)
@javadalmasi59 کانال اشعار